فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
113
چهارده رساله ( فارسى )
همه خوارج اتفاق دارند كه اگر بنده گناه كند كافر شود و ايشان هم عثمان و هم على را كافر دانند و طلحه و زبير و عايشه را نيز تكفير كنند و ابو بكر و عمر را تعظيم نمايند . فرقت نخستين محكمياناند ايشان در داستان حكمين و حكومت حاكمين امير المؤمنين را گفتند اگر خود را امام به حق دانى چرا بحكومت حكمين راضى شدى و اگر در امامت خود شك داشتى چرا ما را امر بجنگ كردى و فرمان جنگ ميدهى و بدين سبب از وى جدا شدند و على و معاويه هر دو را تكفير كردند . فرقت دوم از رقياناند و ايشان اتباع ابو نافع راشد بن ازرقاند و مذهب ايشان آنست كه هر كس با ايشان خلاف ورزد كشتن او جايز است . فرقت سوم نجدتيان و ايشان پيروان نجدة بن عامر نخعى باشند اينان كشتن مخالفان عقيدهء خود را واجب ميدانند و بيشتر خوارج سجستان برين قول باشند . فرقت چهارم بيهسياناند ايشان پيروان ابو بيهساند و مذهب اينان آنست كه هر كس خداى تعالى را نشناسد و اسماء او را نداند و از تفاصيل شريعت بىخبر ماند كافر بود . فرقت پنجم عجرديانند ايشان پيروان عبد الكريم بن عجردند و گويند كه سورهء يوسف از قرآن نبوذ چه آنكه اين سوره داستان عشق گويد و سخن از عاشق و معشوق راند و در گفتار خدا چنين سخنان روا نيست « 1 » .
--> ( 1 ) - يكتن از متكلمان كه بديع نام داشت بخواجه عين القضات همدانى پيغام كرد كه تو خداى را واجب الوجود خواندهء مگر ندانستهاى كه اسماء اللّه توقيفى است و اين از مصطلحات حكماست در پاسخ گفت معشوق من است بهر نام كه خواهم ميخوانم . گه سرور و ان باده نوشت خوانم * گه ماه تمام شده پوشت خوانم ارزان بخرى و رايگان بفروشى * ارزان خر و رايگان فروشت خوانم سرو سهى و ماه تمامت خوانم * يا آهوى افتاده بدامت خوانم زين هر دو بگو تا بكدامت خوانم * كز رشك نخواهم كه بنامت خوانم دنبالهء حاشيه در صفحهء بعد